تبليغاتX
متولد ماه سرطان

متولد ماه سرطان

این منم بدون سانسور!بدون هیچ مخاطب خاصی

کجا رفتی یهو؟

چطور درس بخونم؟
کجا رفتی یهو ؟؟

+می رود عمر ولی خنده به لب باید زیست!

+ نوشته شده در  88/10/08ساعت 9  توسط تیرماهی  | 

فقط خودمو خودم!

یه جاده...
یه من..
یه سراب!
من به شیشه تکیه بدم و آهنگ گوش بدم..
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
و
...ریخت هیچ کسی رو نبینم!
+ نوشته شده در  88/10/07ساعت 21  توسط تیرماهی  | 

لعنت به همتون!!! گــــــــــــــــــــــــــــــه

 

بس کنید دیگههههههههههههههههه چی
 

ازجون ملت می خواین؟؟؟؟

+جالبیش اینجاست که می گن در گیری مردم! با پلیس آخه مردم و چه به این کارا اگه تخم دارین بنویسین درگیری ج ن ب ش س ب ز با پلیس!!!!

+ نوشته شده در  88/10/07ساعت 14  توسط تیرماهی  | 

سید محمد جواد ذاکر طباطبایی.

مممم....صدات تو دلمه تو گوشمه! ولی نوار که واسم سید جواد نمی شه.................

من با نوحه های تو بود که عاشق اهل بیت شدم...من شخصا وقتی مداحیاتو گوش می دادم سال ۸۲-۸۱ اون موقعه بود که .....که تاثیری گذاشت تا نمازمو بخونم!میدونم که خیلیا با شما ایمانشون قوی شده...سید!خیلی دوستت دارم خیلی ...می گن عشق مرده سرده! اما چرا عشقت هنوز که هنوزه تو این دل صاب مرده هست چرا هنوز که هنوزه می وقتی محرم می یاد دنباله یه صدا هستم!!! گفتم که نوار واسم سید نمی شه واسم ذاکر نمی شه!!!!!!!!!!!!!

+۱۷ تیر ماه ۸۵!!جمعه ی سیاه‌. نمی دونستم که فوت کرده! هیجدهم تولدم بود یکی از بچه ها اومد گفت ذاکر هم که مرد!! گفتم برو بابا تو هم هر وقت ما رو گیر می یاری این جمله رو می گی! نوزدهم داداشم اومده می گه یه حجله گاه زدن واسه ذاکر کنار پارک فلسطین دیدی ؟!!!................

+از تو دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من!
نصیبم کن بوسه بر حرمه با صفای حسین ای خدای من!!!

+ روحت شاد.
 

+ نوشته شده در  88/10/06ساعت 10  توسط تیرماهی 

گفتم بازم می گم!

هر کی جزو ء ادد لیستامه می دونی تو این جور مواقع چی می گم! گفتم بازم می گم....:

 

من تسلیت بلد نیستم بگم من به امام حسین افتخار می کنم

 

 

+ نوشته شده در  88/10/05ساعت 12  توسط تیرماهی  | 

بهت بر می خوره نخون!

یکی میاد به من میگه اه می بین*این پسره رو ریش داره این هوا آستیناش تا مچش بستس نگاش همیشه با سنگ فرشاست خیلی خودشونو کنترل می کنه که نخوره بهت!!حالم ازش بهم می خوره!!

بهش چیزی نمی گم چون می دونم نمی فهمه که همچین حرفی رو می زنه یکی نیست بهش بگه تویی که این همه درس خوندی عقلت از بچه سه ساله که می گه من همه رو دوس دارم کمتره! آخه بنده ی خدا تو که ازش بدت می یاد یعنی اون از تو خوشش می یاد؟؟ اون از تو که بقول خودت های کلاس تشریف داری خوشش می یاد؟؟؟ نمی دونم ملت چه فکری می کنن این حرفا رو می زنن اما اون واسه خودش یه اعتقادایی داره که محترمه باس بش احترام بذاری! تو هم یه اعتقادایی داری که محترمه و باس بش احترام بذاره امــــــــــا اگه قرار باشه تو اینجور برخورد کنی اون یا هرکسی دیگه یه جور بدتر باهات برخورد می کنه!!!

+* اتفاقا من همچین پسرایی رو بیشتر دوس دارم!!

+ نوشته شده در  88/10/04ساعت 9  توسط تیرماهی  | 

از ما نیست ز اسلام نه نامی ونشانی!

بقول داییم عزاداری ما ایرنیا مثه این میمونه که امام حسین هنوز تو کما باشه و ماواسش به سر و سینه بزنیم بعد که شهید شد اول خندیدن و اسکل بازیمونه!!!

+راستم می گه!!

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــه! 

+ نوشته شده در  88/10/03ساعت 10  توسط تیرماهی  | 

ولمون کن بابا گور بابای همشون!!!

الان سه روزه هر وبلاگ و سایتی می رم بخونم از مرگ منتظری نوشتن...
هیچی ندارم که بگم اما اگه ما به هر کی رای بدیم (*من خودم به احمدی نژاد رای دادم و مثه سگ پشیمون) چه موسوی چه احمدی نژاد چه کروبی چه رضایی!! وقتی خرشون از پل گذشت دیگه ملت واسشو تف سر بالا می شن!!! چرا نمی فهمین؟؟ چرا ملت خودشو زده به خواب که نــــــــــــــــه این بهتر ه اون بدتر!بابا ازمن می شنوین کون لقه همشون!!! والا.....

+حالا این منتظری کی بوده؟؟ غیر از این که تو زمونه خمینی یه کاره بوده و داماده از خودش........ هیچی!!!! :|

+حالم دیگه داره از سیاست بهم می خوره ...چقــــــــــــــــــدر می تونه کثیف باشه!!اه تـــُف!

+دیگه هیچ وقت رای نمی دم حالا بعد چار سال هر خره دیگه خواست کاندید بشه!!!

*من اگه به موسوی و کروبی و رضایی هم رای می دادم همون قدر که وقتی به احمدی نژاد رای دادم پشیمون شدم اون موقعه هم پشیمون می شدم!!!! همشون عین همن..همشون!!!!!

+ نوشته شده در  88/10/01ساعت 10  توسط تیرماهی  | 

حالم از این بهتر نمی شه!!!

*امروز امشب....سرشار از امیدواری!!!!
امروز به داداشم گفتم از خدا متنفرم!!
گفتم...مممم گفتم می خوام دیگه برم...بمیرم!!خود کشی!!!
قشنگ به حرفام گوش داد....بعد نشست از همه چی بم گفت...می گفت یه سال دیگه خوب می شی اکثرا وقتی می خوان از نوجوونی برن به جوونی اینجوری می شن ..با همه چی لج می کنن حتی خودشون!!!

امروز امشب ....سرشار از امیدواری!!!!
امروز با یکی چت کردم گفتم دارم گریه می کنم...بغض کردم....گلوم درد گرفته!!
قشنگ به حرفام گوش داد.... بعد از همه چی برام گفت....از همه چی!!!
الان امید دارم به زندگیم به آیندم...گذشته هر چی بوده گذشته...آینده رو باس بسازم!!!

امروز امشب...فقط این اهنگه رو گوش می دادم!!!!
بهم آرامش می ده.....
دانلودش کنین شماهم گوش بدین :-"

**منم اگه زشت بودم امتحانام خوب می شدم!
+کلی نتیجه می شه از این جمله گرفت ولی خوب تو دو تا نتیجه ام بگیری کافیه!!!(ولی من که کلی نتیجه گرفتم ازش)
+هـــــــــــــــــــــــــــــــه خوب اومده دمش داغ!!!
+از اینجا  دزدیدم!!!

* من از اینکه تو یه جمعی باشم متنفرم!!!از شلوغی متنفرم!!!!درک می کنی که چی می گم؟؟؟

** وقتی کلیپ تصویری اختلاف هیچکس رو می بینم حالم بهم میخوره از هر چی کلیپ!!!

+ نوشته شده در  88/09/29ساعت 22  توسط تیرماهی  | 

هیچ پوچ تهی خالی!!!

به پوچی که نه...

اما به هیچ رسیدم!

(نقطه!).

+...

+ نوشته شده در  88/09/29ساعت 10  توسط تیرماهی 

جوون شدم یا نه؟؟

اوضاع و احوالاتم ریخته به هم
نه اینکه خبری باشه ها! ولی نمی دونم چرا این روزا یه جوری شدم.
اصلا شاید بحران 20 سالگی باشه.
آقایون روانشناس می گن افراد تو این سن در بحران هویت و شناخت خودشون به سر می برند.
بعضی ها بابای پدر سالار یا مامان فولاد زره دارن و از داشتن استقلال رنج می برن.
بعضی ها هم قاطی می کنن و دهن کج می شن و خشن.
من که نفهمیدم چمه!
ولی حتما یه چیزیم هست دیگه.
یه جور احساس تنهایی.
می گن آدما اجتماعین! با وجودی که دور و برم خلوت نیست (!) ولی همش دوست دارم برم تو شلوغی.
دنبال یه چیز گمشده می گردم.
شايدم رفتم تو فاز دگر ديسي!!
مثل اینکه یه چیزی تو زندگیم کمه.
از طرف ديگه آبجی بزرگم گير داده كه دور دوست پسراتو خط قرمز بكش!! بعضي وقتا هم گوشي موبايلمو قبل از خودم برمي داره ببينه كيه!
حالا من هرچي مي گم خواهر من!! دوست پسر كجا بود؟ زيد ميد چيه؟ من اصلا نمي دونم پسر چيه :-"!! حالیش نمی شه :|.
ولي واقعا نكنه عاشق شدم حاليم نيست؟
اصلا نكنه گرمم ولي خودم نمي فهمم؟

+گرممه!!!

+ نوشته شده در  88/09/27ساعت 21  توسط تیرماهی 

بارونو دوس دارم هنوز!!

باران می بارد!!!

هوا دلگیره دلگیر!!!

امـــــــــــا نیشمان تا بنا گوش باز!!!!

گاهی هم قهقه های یه مزاحم عوضی!!!!

خودمم را می گویم!!!!

نی ناش ناش هم گوش می دهیم!!!!

+همه ی دلتنگی هاموتموم کردم!!!

+خیلی وقته دلتنگ نشدم!!!!

+ به تو چه اصلا!!!

+ نوشته شده در  88/09/27ساعت 17  توسط تیرماهی 

محرم اومده!چه چی اورده؟؟؟

به یکی می گم محرم اومده!
می گه ایـــــــول تا یه ماه تریپب مشکی...!

+ نوشته شده در  88/09/27ساعت 13  توسط تیرماهی  | 

سرمان درد می گیرد ییهو!!


دلم یه مهمونیه توپ می خواد اما خودم یه جای خلوته توپ می خواد!!!

+گــــُه گیجی می گیرم وقتی به خواسته ی دلم وخودم فک می کنم!!

+حالا فعلا که ایرانشـُلیم!!

+ نوشته شده در  88/09/26ساعت 21  توسط تیرماهی  | 

اعصابم خر شده!

 تا حالا شده با هزار مکافات استادتو راضی کنی تا تاریخ امتحانو عوض کنه؟ 

بعد یکی از بچه ها بیاد بگه خانم فلانی من دو جلسه نبودم جزوتو بم می دی؟...بعد تو خر بشی و بگی من به جز دفتر تو کتاب هم می نویسم ...بعد اون بگم پس دوتاشو بده فردا بت بر می گردونم...بعد تو هم خر بشی دو تا شو بدی....
بعد اون دقیقه نود هم برات نیاره!
بعد تو می خوای چیکارش کنی؟؟؟

+چرا ملت به این فک نمی کنن حالا که کتاب دستکشو بم داده خودش چه قبری بکنه؟؟

+اخه من چی بخونم ...چی فردا تو برگه سوالم بنویسم؟؟؟ 

+14:50 دقیقه مینو الان پیامم دلیور شد واست!! اینو نوشتم تا یادم بمونه واقعا ایرانسل خسته نباشه با این سرویس دهیش!!!

+ نوشته شده در  88/09/25ساعت 11  توسط تیرماهی  | 

می خوام خود کشی کنم!

مطمئنم اگه یه روز دیگه خواستم خود کشی کنم *

دیگه هر گز نظر دیگران برام مهم نی چون خودم به این نتیجه رسیدم که زندگیم هیچ لذتی نداره...

* واسه یه عزیزی قسم خوردم که دیگه حتی بش فکرم نکنم چه برسه به اینکه دوباره انجامش بدم !!!

+ کاش زودتر قسم می خوردم.....

+(نقطه!).

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

مشکل دارم!


باشه اگه مشکلی واسم پیش اومد بهت می گم....

+کلا با این جمله خیلی ها خرم شدن!!!

+حالا بشین تا مشکل واسم پیش بیاد!

+هـــــــــــــــــــــــــه!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی  | 

به اینجا رسیدم!


اوایل آشناییمون همش کل کل بود...بقول خودش بچرخ تا بچرخیم بود :ی

من میرفتم به یکی دیگه می زنگیدم بعد می رفتم واسش تعریف می کردم و اون آمپرش می رفت بالا :-"

فک کنم یه دو ماهی گذشت تا قشنگ بهش وابسته شدم ...

حالا گریه می کنم که چی؟؟ دوستت دارم اما نمی خوام باهات باشم (مسخره تر از این حرف تا حالا به گوشت خورده؟).

بعد دیدم نـــــــــــــــــــه نمی تونم بازم شروع کردم!

رابطه داشتیم تـــــــــــا اون موقعه ای که اونم ابرازه علاقه کرد :-"

داشتیم زندگیمونومی کردیم کــــــــــــــــــــــــــه :|

بسه دیگه خفه شوووووووووووووووووو

- تا همین جا که گفتم بسه!!!

+کــــــــــــاش حقیقت فقط! زجر آور بود...

+حالم از حقیقت بهم می رینه!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

یه آن ترسیدم

تو خیابون داشتم می رفتم با سر ِ پایین یهو یه موتوری اومد جلو روم ترمز کرد با صدای بلند " قربونه اون هیکلت برم" منم دو تا پا داشتم صد تا دیگه قرض کردم و د درو...

+ خفن ترسیده بودم....

+اوووووف ....!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی  | 

یاده خاطرات!

دوس دارم والنتاین زود بیاد

خیلی زود

...!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

الان شکله یه خرم!

کلا آهنگای غمگینو گوش نمی دم اگه هم یه وخت خر شدمو خواستم گوش بدم یکی دوبار....

+ "خاکسترم نکن" یگانه روخیلی گوش می دم یعنی خیلیییییی ها! همه ی حرفاش حرفای منه! همه ی حرفاش حتی اهنگه ترانش اهنگه زندگیه منه!.....

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

دکتره خر!

*امشب دوستم هی گیر که بخون واسه دولتی!منم هی گیر که فقط آزاد!

دوستم گفت می ترسم بری آزاد گفتم چطور؟

گفت ملت آدمن می رن خر در می یان تو که خری می ری با دو تا بچه آدم در می یای!

من: بابام پولشونومی ده!! :|

* امشب چیزی حدوده یه ماه پیشه :دی

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی  | 

زندگیم همینه!

من از همه ی بهارای زندگیم موندم عقب!!!

من از همه ی بهارای زندگیم موندم عقب!!!

من تو تنهاییم فقط دارم اینجا یه چار دیوار

زندگیه من شده عینه فیلمای چارلی چاپلین!!!

زندگیه من شده عینه فیلمای چارلی چاپلین!!!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

کسی داره؟

دل من گرفته زین جا..!

هوس سفر ندارم!...

+سیگار سیگار سیگار....

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

تخمی تخیلی

,

خسته از تپیدن , سرش درد می کند                                                    

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

No OnE

هیچکس ندانست حتی تـــــــــــــــــــو!
که تنهایی من از توســـت!!!!

+من گنگ خواب دیده ام وعالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن وخلق از شنیدنش

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی  | 

نمازم می خونم!


تو نماز خونه داشتم نمازمو می خوندم...سلام که دادم خیر سرم داشتم دعا می کردم!

یکی اومد و گفت تیر ماهی تو مگه نماز می خونی؟؟

خب آره !

همیشه؟

آره دیگه چطور؟؟

هیچی فک می کردم کونی تر از این حرفا باشی!!!

:| شروع کردم بقیه درخواستامو به خدا گفتن!

+درباره ي ديگران زود قضاوت نكن تا دربرابرت زود قضاوت نكنند. حضرت مسيح(ع(

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

آدم نشدم!

+رفتم مشهد...می خواستم توبه کنم...میخواستم حرفه دلمو بش بگم...می خواستم آدم بشم....

+گفته بودم توبه ی گرگ مر گه!!!

+ای خدا........

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی 

سرابه بودن با تو!

خدایا! من عادت کردم ,ممممم عادت دارم دنیاله سراب بگردم!!

به نظرم سرابه امسال خیلیــــــــــــ قشنگ تر از سرابه پارساله!!

ممنانم ای خدا جان (نقطه)!

+مخم داغ کرده فک کنم تب داره!

++قلبم داره تیر می کشی!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی  | 

یه مشت خزعلیجات!

در خانه را باز گذاشتم

تا بوی تعفنی که از کفشهایت هنگامه رفتن

تمامه خانه را برداشته بود

از بین برود!

+شعر گفتم...خودم تایید می کنم!

+ نوشته شده در  88/09/23ساعت 17  توسط تیرماهی